شعر و ادب و عرفان
اينار خواستم عكس زيباي تو را به تصوير بكشم
روي دريا كشيدم ، موج آمد و آن را از بين برد
روي شن كشيدم ، با رفتن رهگذري خسته در راه محو شد
روي ابرهاي تنها كشيدم ، اما با دلگير شدن آسمان پاك شد
بر روي دفتر خاطره هايم كشيدم ، اما فقط براي چند لحظه بيش باقي نماند
و اين چنين شد كه !
براي هميشه بر روي قلب ترك خورده ام حك نمودم
كه تا آخرين نفس بر جا باقي بماند.
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:07 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب