میپرسی رنگ زندگی چیست؟
میگویم:
زندگی زلال آبی آب چشمه ساری است
که در همه حال
بر بستر جویبار هستی
به سوی ابدیت پیش میرود
زندگی سرخ است
به سرخی خون لاله ای
در رگ حیات دشت
ادامه مطلب
v دست تنگي بدتر از دلتنگي است
v كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته
v آب از آب تكان نمي خوره
v كاشكي ننم زنده مي شد اين دورانم ديده مي شد
v هر چه دختر همسايه چل تر، براي ما بهتر
v كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده
ادامه مطلب
v
v در خانه اي که زن نباشد روشنايي نيست./ضرب المثل چيني
v عشق چون آتش با دود شروع مي شود و با خاکستر تمام مي شود./ضرب المثل تازي (عربي)
v فرزندي كه پدرش را به دار آويخته اند از طناب سخن نگوييد./ضرب المثل اسکاتلندي
v محبت و ترس با هم جمع نمي شوند/ضرب المثل انگليسي
v کسي که اندرز ارزان را رد کند طولي نمي کشد که پـشيماني را با قـيمت گراني خريداري خواهد کرد./ضرب المثل فرانسوي
v گـذشته گـذشت و آنچه مي آيد بر تـو پوشيده است، آنچه را که در دست داري مغتنم شمر/ضرب المثل هندي
v درستكار باش و از هيچ كس نترس./ضرب المثل آلماني
ادامه مطلب
یادمان باشد!
هر پس موندهای که من زمین میندازم
قامت یه نفرو خم میکنه.....
به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را میچیند
و به تو میگوید ارباب ،نخند!
به پسرکی که آدامس میفروشد و تو هرگز نمیخری ،نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه میرود
و شاید چندثانیه کوتاه معطلت کند ،نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده نخند!
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛
به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!
خداروشکر ما دیگرفقیر نیستیم
دیروز پزشک روستا گفت:
چشمان پدرم پر از آب مروارید است!!!!
لنگه های چوبی درب حیاطمان؛
گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛
ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند .
آهســته رد شــو
اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی،
آهسته رد شو
غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...
اگر...
اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم...
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...