شعر و ادب و عرفان
بیگمان آن شب که دنیا آمدم, آسمان هم مثل من افسرده بود
ماه در اوج یأس و تیرگی
گل نبود
برگ هم پژمرده بود
لیک میدانم که روز مرگ من, باز هم آسمان خواهد گریست
ساکت و خاموش و مدفون میشوم, هیچکس از خود نمیپرسد که کیست
مگر ای آسمان آبستن مرگی که چون من اینچنین فرزند غم زادی...؟
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 09:14 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب