شعر و ادب و عرفان
اين روزها دلم عجيب براي خودم تنگ مي شود
حال و روزم خوش نيست
رهگذران ، يكي پس از ديگري مي آيند و مي روند
اما ، آنكه بايد باشد نيست
شب و روز براي او نغمه خوشي از احساس مي سرودم
اما مدتي ست كه احساسم خط خورده
نمي دانم قلم توان نوشتن از برايش را ندارد و يا احساس خالي از شوق گشته
دلم پريشان است و هر لحظه براي ديدگانش به طپش مي افتد
چه كنم كه او بيخبر است از احوال دل من
چه كنم كه هر چه هست از اوست و من بي او هيچم
اين روزها دلم عجيب تنگ است
اما چه كنم كه او نيز روزگار مي گذراند ...
تاريخ : سهشنبه 07 بهمن 1393 | 19:19 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(1)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب