شعر و ادب و عرفان

هيچ باراني نمي بارد ؛ مگر صفا دهد؛ هيچ گلي جوانه نمي زند ؛ مگر هديه شود
هيچ خاطره اي زنده نمي ماند ؛ مگر شيرين باشد ؛ هيچ لبخندي نيست ؛ مگر شادي بياورد
پس :
بگذار باران شوق بر زندگيت ببارد ؛ تا روحت را صفا دهد
گلهاي عشق در دلت جوانه زند ؛ تا آنها را به ديگران هديه کني
خاطراتت قشنگ باشند ؛ تا همواره به يادشان بياوري
لبخند بر لبانت نقش بندد ؛ تا شادي را بيفشاني
و بهاري بيايد تا بداني ؛ باز هم فرصت بودن هست
تاريخ : دوشنبه 25 اسفند 1393 | 10:32 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب