شعر و ادب و عرفان
همام تبريزي
وجود خاكي ما را به كوي دوست چه كار
كه نيست لايق باغ بهشت خار و خسي
حامد عسگري
واي بر تلخي فرجام رعيت پسري
كه بخواهد دلي از دختر يك خان ببرد
عندليب كاشاني
وصال آن گل رعنا حرام باد به مرغي
كه عندليب صف تاب نيش خار ندارد
والا بدخشي
وسعتي پيدا كن اي صحرا ! كه امشب در غمش
لشگر آه از دل من ، خيمه بيرون مي زند
كيوان شاهبداغي
وقتي نوشته شد كه: " من"
آنگاه خط فاصله " تو "
آغاز فاصله ها را رقم زدند
من باشم و تو باشي و اين فاصل؟ چه تلخ!
هدايت طبرستاني
وصل تو آرزوي ما بود و نصيب غير شد
آنچه نشد حلال ما باد حرام ديگران
كمال الدين اسماعيل اصفهاني
وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
دل را غم جان رفته دامن بگرفت
اشكم بدويد تا بگيرد راهش
در وي نرسيد و دامن من بگرفت
تاريخ : دوشنبه 22 دی 1393 | 09:57 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(1)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب