به رنج كشيدن عشق همراه من است ، لطيف ترين آن ، تقديم تو باد
برگ هاي خزان پاييز از آن من است ، گل هاي بهاري تقديم تو باد
گريه و آه و شبانه همراه من است ، خنده و شادي فردا تقديم تو باد
روزهاي نا اميدي از آن من است ، اميدهاي خوش فردا تقديم تو باد
شب هاي تار و بي ستاره همراه من است ، رنگين كمان فردا تقديم تو باد
گرد و غبار صحرا از آن من است ، باران بهاري تقديم تو باد
آرزوهاي بر باد رفته همراه من است ، آرزوهاي خوش فردا تقديم تو باد
چشم هاي خيس و باراني از آن من است ، شيريني لبخند فردا تقديم تو باد
خستگي روزهاي ديروز همراه من است ، آرامش صبح فردا تقديم تو باد
حرف هاي نگفته ي دل از آن من است ، صحبت خوش فردا تقديم تو باد
غصه و درد نگفته همراه من است ، شادي روياي فردا تقديم تو باد
چشم هاي منتظر از آن من است ، خبر خوش فردا تقديم تو باد
دست هاي پر نياز همراه من است ، دست هاي بي نياز فردا تقديم تو باد
و آنچه در توان دارم همه تقديم تو باد اي بهترينم.
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...