شعر و ادب و عرفان
ديروز هم گذشت 1393/04/20
ديروز هم روزي از روزهاي خدا بود و بهتر بگويم روز من ، روز ...
روزي كه باز به دنيا آمدم تا كه نفس بگيرم ، زندگي كنم ، زندگي از سر شوق ، زندگي از سر ذوق.
مهرباني هايي ديدم كه با تمام وجود خواستند خنده به لب وا شدنم را ببينند.
از زمين و زمان ، از دوست و آشنا . همه به نوعي ...
در بين اين همه آشنا ، آشنايي مرا مهربان خواند.
نمي دانم مهربان بودم كه مرا مهربان خواند يا كه ...
اما مي خواهم بگويم اي آشناي ديروز و اي اميد فرداي من ، هرچه بودم از روز ازل دور ازنقش و نگار بودم.دور از رنگ و ريا بودم.
من فقط من بودم.با دلي ساده و صاف.
من فقط خواب بودم.
خواب كه تا سپيده سر زد بهانه ام شدي.
بهانه بيدار شدنم.
بهانه بودنم.
بهانه زيستنم.
و جزتو كسي نمي داند راز بيدار شدن مرا...
تاريخ : شنبه 21 تیر 1393 | 23:56 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب