شعر و ادب و عرفان
چوپان قصه ی ما دروغگو نبود , او تنها بود!
هر روز از فرط تنهایی فریاد گرگ سر میداد و در این میان همه درپی گرگ بودند و نه درپی چوپان.
افسوس که کسی فریاد تنهایی اش را نشنید
و فقط گرگ بود که دانست چوپان تنهاست.
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 09:27 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب