شعر و ادب و عرفان
رویا ...
وقتي صداي بودنت
در كوچه هاي رويا نواخته ميشود
غرق در شادي ميشوم
و حضورم قطره قطره به درياي مهرباني مي پيوندد
و اين شور
و اين سرور
در من لحظه به لحظه
به تلخي مي گرايد
زيرا كه مي دانم
هيچ رويايي پايدار نيست
اما خيالت
در وجودم
تا عمق نفسهايم
ريشه دوانده
من تو را از تمام روياها بيشتر دوست دارم
بودنت لبخند هاي من
و فكرت ارزوي من
هر قدر هم قلم كوتاه تر شود
باز من هستم
و روياهايي كه بايد
برايت نگاشته شود
شايد روزي
فاصله ها را شكافت
و تو فهميدي
اين بود
آن زندگي كه بي تو به ...
سكوت رفت
به سرانجام بي سر انجامي...
تاريخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:29 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب