© مجموعه اشعار
· از: قصه ي رنگ پريده ، خون سرد
· اي شب
· منت دونان
· افسانه
· شير
· چشمه ي كوچك
· يادگار
· انگاسي
· بز ملاحسن
· گل نازدار
· مفسده ي گل
· گل زودرس
· بهار
· مي خندد
· اي آدم ها
· ياد
· كار شب پا
· آقا توكا
· آنكه مي گريد
· مهتاب
· در سب تيره
· ماخ اولا
· جاده خاموش است
· باد مي گردد
· هاد
· در بسته ام
· چراغ
· تا صبح دمان
· هنوز از شب
· مرغ شباويز
· شب است
· مرغ آمين
· حكايت
· قايق
· آهنگر
· در نخستين ساعت شب
· خونريزي
· داروگ
· خانه ام ابريست
· ري را
· همه شب
· در كنار رودخانه
· دل فولادم
· روي بندرگاه
· شب پرده ي ساحل نزديك
· هست شب
· فرق است
· برف
· سيوليشه
· در پيش كومه ام
· كك كي
· بر سر قايقش
· پاسها از شب گذشته است
· ترا من چشم در راهم
· شب همه شب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...