آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

   

    فاضل نظري

شبيه يكد گريم و چقدر دلگير است

شبيه بودن گل هاي بي شميم به هم

محمد علي بهمني

شايد و يا شايد هزاران شايد ديگر اگر چه

اينك به گوش انتظارم جز صداي مبهمي نيست


    

    محمد علي بهمني

شايد به زخم من كه مي پوشم ز چشم شهر آن را

در دستهاي بي نهايت مهربانش مرهمي نيست

كاظم بهمني

شاخه را محكم گرفتن اين زمان بي فايده است

برگ مي ريزد ، ستيزش با خزان بي فايده است

محمد علي بهمني

شكستني شده ام اعتراف ميكنم ، اما

ز جنس شيشه ي عمر توام مزن زمينم !

ابوتراب جلي

شانه بر زلف مزن دست بدار از شوخي

كه بود بسته به اين سلسه جان من و دل

پريشان گلپايگاني

شرمنده ام كه بهر نثار تو جان من

با هيچگونه فلسفه قابل نمي شود

هر چند مي دوم ز پي ات جاي پا به سر

قطع طريق و طي مراحل نمي شود

حامد عسگري

شعر كوتاه ولي حرف به اندازه ي كوه

بايد اين قائله را " آه " به پايان ببرد

مهستي گنجوي

شوريده دلم از پي زيبا صنمي رفت

بيچاره گدايي كه پي محتشمي رفت

گر نامه سياهم چه گناه از طرف من

در روز ازل بر سر هر كس قلمي رفت

محتشم كاشاني

شوم هلاك چو غيري خورد خدنگ تو را

كه دانم آشتيي در قفاست جنگ تو را

مصباح زاده

شده ايم غنچه صفت تنگدل و غرقه ي خون

بس كه خار غم هجران تو شد دمسازم

 

 



تاريخ : جمعه 24 بهمن 1393 | 11:16 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران