شعر و ادب و عرفان
غيور اورنگ آبادي
طريق عشق ز پروانه مي توان آموخت
كه سوخت جان عزيز و خموش رفت و گذش
محتشم كاشاني
طبيبا چون شكاف سينه پر گشت از خدنگ او
مكش زحمت كه در زخمي چنين مرهم نمي گنجد
لساني شيرازي
طور من بد ، آرزو بي حد ، بتان مشكل پسند
من كجا ؟ سوداي اين مشكل پسندان از كجا؟
مير اسدالله تبريزي
طرفه حالي ست كه آن آتش سوزنده ي من
دورتر مي رود و بيش ترم مي سوزد
بديعي اردبيلي
طرف كله به ناز شكستن نگه كنيد
آن آهوانه ديدن و جستن نگه كنيد
آن طرز تازيانه كشيده به بادا
وز كف عنان خلق گسستن نگه كنيد
تاريخ : جمعه 24 بهمن 1393 | 08:51 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب