شعر و ادب و عرفان
مي رود عمر به هر ثانيه ها
مي شود موي سپيد از گذر ثانيه ها
مي نشينم كه نگاهش كنم اين ساعت عمر
تا كه يك لحظه سكوتي كند اين ثانيه ها
با من اين ثانيه ها حرف فراوان دارد
از من و ساعت و احوال من و ثانيه ها
فصلها تازه شوند و شب و روز از پي هم
مي رود كم كم ازاين عمر پي ثانيه ها
آه اي ثانيه ها ثانيه ها
يكدم آهسته رويد از پي هم ثانيه ها
لحظه ها را نسپاريد به گرداب فنا
چشمها خيره به ساعت ماندست
ردپايي ززمان جا ماندست
يك به يك ثانيه ها مي شكند
خاطر عمر مرا مي سپرد
با خود آهسته كنم زمزمه اي
آه اي ثانيه ها ثانيه ها
يكدم آهسته رويد از پي هم ثانيه ها
لحظه ها را نسپاريد به گرداب فنا...
تاريخ : دوشنبه 30 تیر 1393 | 12:56 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب