شعر و ادب و عرفان
تو خورشيد و تو مهتاب و تو آفتاب مني
تو طلوع و تو دريا و تو آسمان مني
تو گل و باغ و گلزار مني
تو بهار و تو نوا و تو اميد مني
هر چه خوبي ، هر چه اميد ، همه از آن تو است
مهربان قلب تو از جنس طلوع است بتاب
خانه ام روشني قلب تو كم دارد بتاب
جاده صبح فردا هموار است بيا
اين دل پريشان است بيا
بيا كه نظاره كنم قلب و دلت را
بيا كه بوسه باران كنم خاك رهت را
تاريخ : پنجشنبه 23 بهمن 1393 | 19:22 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب