شعر و ادب و عرفان
خدا همون حس قشنگيه كه موقع شادي داريم ...
خدا همون حس شرمندگي اي هست كه موقع گناه داريم ...
خدا همون قدرتيه كه يك مادر واسه مراقبت از بچه هاش داره ...
و خدا همون باوريه كه به قدرت يك پدر ميشه داشت ...
خدا همون لبخنديه كه موقع ديدن يه دوست روي لبمون مي شينه ...
و خدا همون اميديه كه ما باهاش زنده ايم و به خاطرش زندگي مي كنيم...
خدا همون اميديه كه ما رو براي ادامه راه زندگي تشويق ميكنه ...
خدا همون چيزيه كه قلبت بهت ميگه !
خدا همون عشقيه كه لذتش رو روزي حس مي كني كه خودت بخواي اون روز ديگه هيچي نمي تونه اون لذت رو ازت بگيره !
خدا خود خود عشقه ...
تاريخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 | 11:59 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب