شعر و ادب و عرفان
شاعر: سمانه بابایی
از غم عشقت شده رسوا دل شیدا
در طلبت رفته به هر جا دل شیدا
شب همه شب دل،به امید وصالت
شده غرق تمنا
گر تو بیایی ز دلم برهانی
غم و رنج زمان را
دل میگرید و من شادم با غم تو
گریه مونس من شادی همدم تو
بازا چهره گشا بنگر حال مرا
چون مَه خنده زنان
روشن کن شب ما
******************
تاريخ : سهشنبه 28 مرداد 1393 | 19:03 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(1)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب