شعر و ادب و عرفان
روز میلاد من
روز غم و ماتمه
روز دوباره مردن
روز دوباره غمه
به جا گذاشت تا ابد
زخمی روی دلم
زخم دلم دوباره ، تازه تر از بهاره
زخم که بر جا گذاشت ، وجودمو از جا کشت
هیچ جای این دنیا نیست ، نزاره غم رو دلم
نمیدونم خدایا ، کجای این دنیام
کاش میشد یه روزی ، تولد دوبارم با قلب شکستم ، نفس بگیرم برم
دنیای من تموم شد ، تا ابد فنا شد
وای خدا سخته روز میلاد من ، روز غم و عزا شد
کسی خبر نداره ، چه زخمی رو دلمه
فقط خودش میدونه ، چه زخمی جا گذاشته
روز میلاد من ، روز پایان من
خستگی دوباره ، شروع روز منه
خدا کنه نباشم دیگه توی دنیا
قلب من خسته شد از نفس کشیدن
چرا که زخم دلم
مرحم نداره واسم
میگن یه آرزو کن ، آخه تولد توست
با این دل شکستم
دعا میکنم نباشم
سخته که باشم بازم
به یاد بیارم زخمو
انگار نه انگار که من ، روی این زمینم
پس بهتره نباشم ، تا ابد بمیرم
تاريخ : شنبه 20 تیر 1394 | 08:12 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب