شعر و ادب و عرفان
میگویم:چتربیاورم؟
شایدباران ببارد!
میگویی:زودبرمیگردیم مگرچقدر راه رفتنمان وقت میگیرد؟
میگویم:بعدازسالهاآمده ای که کمی بمانی..
میخواهم تاجایی که میتوانیم قدم بزنیم،
برویم تمام راههای نرفته را..
حالاکه سکوت شب است
تاصبح به تمام راههایی برویم که سالهاست برآنهاقدم نگذاشته ایم..
می خواهم بدویم،
می گویی باشد؛
میرویم تاخودصبح می دویم تا آنجاکه بمانیم؛
میگویم:چتربیاورم؟شایدباران ببارد!
میگویی:چترنمی خواهد؛
خیال که خیس نمی شود....
تاريخ : پنجشنبه 07 آبان 1394 | 09:30 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(1)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب