زندگینامه رودکی
در یکی از شهرهای خوش آب و هوا و خوش منظره کوهستانی رودک پنج رود، در یک روز بهاری که همه جا پر از گل و نسیم بهاری بود کودکی بنام ابوعبدالله جعفر بن محمد تولد یافت. که به سال ۲۰۶ هجری قمری بود.
همانگونه که از اشعارش بر می آید پدر و مادرش از طبقه پایین جامعه اند و خود نیز دوران کودکی را به سختی می گذراند. رودکی شاعر استاد قرن ۴ است که او را به سبب مقام بلندش در شاعری و به علت پیشوایی پارسی گویان و آغازیدن بسیاری از انواع شعر پارسی به حق « استاد شاعران » لقب داده اند.
رودکی دارای ذهن خلاق و فعال و تیز فهم بود چنانکه خدای حکیم در ۸ سالگی به او صدایی خوش و سیمایی زیبا هدیه نموده بود و به سبب صدای زیبایش مطربی می کرد.
رودکی در قسمتی از زندگانی خود بینا بوده و بعد به علتی که بر ما معلوم نیست نابینا شده است اما اشعارش چنان زیبا و دل انگیز است که هر شنونده ای را محسور خود می کند.
رودکی در فنون سخن و انواع شعر مانند: قصیده، رباعی، مثنوی،قطعه، غزل، مهارت داشته و از همه آنها بخوبی کامیاب گردید و مخصوصاً در قصیده سرایی پیشرو دیگران بود.
یکی از آثار مهم رودکی منظومة کلیله و دمنه بود که اصل آن را ابن مقفع دانشمند ایرانی از عربی به پهلوی منتقل کرده. این منظومه از میان رفته و فقط ابیاتی از آن باقی مانده است. و دیگری سند باد نامه است که از آنها اشعاری پراکنده باقی است.
وفات رودکی به سال ۳۲۹ هجری نوشته اند که در پنج ده درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد.
جایی که گذرگاه دل محزون است / آنجا دو هزار نیزه بالا خون است
لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند / مجنون داند که حال مجنون چون است
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...