شعر و ادب و عرفان
نواي عشق تو امشب به آسمان رفته
تو لطفي كني به اين حالم
كه من مجنون مجنونم
كه در وادي عشقت ، سراپا من مدهوشم
توليلاي ليلايي و من مجنون مجنون
به اين باور نشد دل بست ، كه ما مدهوش مدهوشيم
شود روزي سفر باشد ، به آن سوي بيابان ها
كه گويند گهي مجنون ، گهي ليلي ، ز دوري هم نيز بيمار و تب دار گشته اند.
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:13 | نويسنده : sheroadab-zt |
ارسال نظر(0)
درباره وب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
نويسندگان
موضوعات وب
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب