آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

 

 اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛

ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.

ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.

قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس .

اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد ...

آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...

ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.


 

 هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛

تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟

و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود

و وقتی دریا مختصر می شود

و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.

این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.

تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقابی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس.

کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی.

کاش ... 



تاريخ : پنج‌شنبه 09 مرداد 1393 | 19:06 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران