آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

  

پدر، استاد و مرادم! به روشنی محسوس است که اسلام دارد تولدی دوباره می‌یابد. عوامل این «بعثت اسلامی وجدان‌ها» که عمق و دامنهٔ بسیاری گرفته است متعدد است و اینجا جای طرح و تفسیرش نیست، اما، فکر می‌کنم موثر‌ترین عامل، به بن‌بست رسیدن روشنفکران این عصر است و شکست علم و ناتوانی ایدئولوژی‌ها و به ویژه، آشکار شدن نارسایی‌ها و کژی‌های سوسیالیسم و مارکسیستی و سوسیال دموکراسی غربی است 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 09:41 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

  

 

اگر خداوند براي لحظه اي فراموش ميكرد كه من عروسكي كهنه ام و تكه كوچكي از زندگي به من ارزاني ميداشت احتمالا همه آنچه را كه به فكرم ميرسيد نميگفتم بلكه به همه ي چيزهايي كه ميگفتم فكر ميكردم.كمتر ميخوابيدم و بيشتر رويا ميديدم.چون ميدانستم هر دقيقه اي كه چشممان را بر هم ميگذاريم شصت ثانيه ي نو را از دست ميدهيم.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 09:36 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 طوفاني ست در اين شهر ، همچون دل من

چشمهايم باراني ست

بوي نم قلب خاكي مرا استشمام مي كني؟؟؟

 


 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 09:15 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

   اين روزها دلتنگم ...

  باور كن اين يكي ديگر شعر نيست ، گاهي لال مي شوم ...

 آنقدر حرف دارم  ولي ، كلمه ندارم و چنين مي شود كه در تاريكي مطلق آنچنان اشك مي ريزم كه انگار سقف اتاقم چكه كرده و باران مي بارد

آري سخت است

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 08:59 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

   

    ميدانم فاصله من و تو زياد شده

اما نميدانم تو دور شده اي يا من

تو سفر كردي يا من جا ماندم



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 08:46 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

 

سر خاك من

اوني كه بيشتر اذيتم كرد ، بيشتر گريه ميكنه ...

اوني كه نخواست منو ببينه ، بالاخره مياد ديدن جسدم ...

اوني كه حتي نيومد تولدم ، زير تابوتمو گرفته ...

اوني كه سلام نميكرد ، مياد برا خداحافظي ...

عجب روزيه اون روز ...



تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 08:43 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

تمام مزارع را مترسك ها خوردند

بيچاره كلاغ ها كه زير بار تهمت ، سياه شدند ...



تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 08:41 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(2)

 

درد دارد كسي تنهايت بگذارد كه به جرم با او بودن همه تنهايت گذاشتند.



تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 08:40 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 میگویند دلتنگ نباشم ....

خدای من ...

انگار به آب میگویند خیس نباش ...!



تاريخ : شنبه 26 مهر 1393 | 11:28 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

وا فريادا ز عشق وا فريادا
کارم بيکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا
.ور نه من و عشق هر چه بادا بادا


©©©©©©©©©©


گفتم صنما لاله رخا دلدارا
در خواب نمای چهره باری يارا
گفتا که روی به خواب بی ما وانگه
.خواهی که دگر به خواب بينی ما را


©©©©©©©©©©





ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 26 مهر 1393 | 10:43 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید