آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

 

 دلم چه كودكانه بهانه ي تو را مي گيرد

اما تو بزرگانه به دل نگير

فقط بگو: كودك است نمي فهمد ...



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور 1393 | 19:20 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 هيچ چيز دلنشين تر از اين نيست كه مدام نامت را صدا بزنم

با يك علامت سوال ...؟

و تو با حوصله جواب بدهي جون دلم؟



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور 1393 | 19:18 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 خداحافظي ات

عجب خرابه اي به بار آورده است!

نگاه كن ...

مدت ها در تلاش اند مرا از زير آوار تنهايي هايم بيرون كشند ...



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور 1393 | 19:17 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 كاش آدمها از حرف هاي تلخي كه ميزدن با خبر بودند ...

گاهي چقدر تلخ نظر ميديم

چقدر تلخ به قضاوت مينشينيم

و چقدر تلخ مجازات ميكنيم...



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور 1393 | 19:15 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 خاطرات

چه يكي باشد چه صدتا

خوب كه باشد دمار از روزگارت در مي آورد ...

خاطرات را مي گويم !



تاريخ : یکشنبه 16 شهریور 1393 | 12:37 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)


زندگینامه

نادر نادرپور)۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در تهران - ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لس‌آنجلس) یک شاعر معاصر ایرانی بود.  نادرپور به زبان فرانسه آشنایی کامل داشت و شعرها و مقاله‌هایی را به زبان فارسی ترجمه کرد.





ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 16 شهریور 1393 | 12:34 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

فريدون مشيری در سی‌ام شهريور سال ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 12:11 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 معروف ترين ترانه


من مي‌گم بهم نگاه کن
تو مي‌گي که جون فدا کن

من مي‌گم چشمات قشنگه
تو مي‌گي دنيا دو رنگه

من مي‌گم دلم اسيره
تو مي‌گي که خيلي ديره

من مي‌گم چشمات‌و واکن
تو مي‌گي من‌و رها کن

من مي‌گم قلبم‌و نشكن
تو مي‌گي من مي‌شكنم من؟

من مي‌گم دلم رو بردي
تو مي‌گي به من سپردي؟



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 11:57 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

شعر اول

تو اگر میداستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی

*********************



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 11:50 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 اگر مانده ام زرد و خاموش ، اگر رفته اي سبز و پر نور

اگر زرد باشم ، اگر سبز باشي

اگر تنها بمانم ، اگر تنها نماني



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 11:45 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران