دلم چه كودكانه بهانه ي تو را مي گيرد
اما تو بزرگانه به دل نگير
فقط بگو: كودك است نمي فهمد ...
هيچ چيز دلنشين تر از اين نيست كه مدام نامت را صدا بزنم
با يك علامت سوال ...؟
و تو با حوصله جواب بدهي جون دلم؟
خداحافظي ات
عجب خرابه اي به بار آورده است!
نگاه كن ...
مدت ها در تلاش اند مرا از زير آوار تنهايي هايم بيرون كشند ...
كاش آدمها از حرف هاي تلخي كه ميزدن با خبر بودند ...
گاهي چقدر تلخ نظر ميديم
چقدر تلخ به قضاوت مينشينيم
و چقدر تلخ مجازات ميكنيم...
خاطرات
چه يكي باشد چه صدتا
خوب كه باشد دمار از روزگارت در مي آورد ...
خاطرات را مي گويم !
زندگینامه
نادر نادرپور)۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در تهران - ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لسآنجلس) یک شاعر معاصر ایرانی بود. نادرپور به زبان فرانسه آشنایی کامل داشت و شعرها و مقالههایی را به زبان فارسی ترجمه کرد.
ادامه مطلب
فريدون مشيری در سیام شهريور سال ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
ادامه مطلب
معروف ترين ترانه
من ميگم بهم نگاه کن
تو ميگي که جون فدا کن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي که خيلي ديره
من ميگم چشماتو واکن
تو ميگي منو رها کن
من ميگم قلبمو نشكن
تو ميگي من ميشكنم من؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي؟
ادامه مطلب
شعر اول
تو اگر میداستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی
*********************
ادامه مطلب
اگر مانده ام زرد و خاموش ، اگر رفته اي سبز و پر نور
اگر زرد باشم ، اگر سبز باشي
اگر تنها بمانم ، اگر تنها نماني
ادامه مطلب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...