فروغ فرخزاد در دی ماه 1313 در تهران به دنیا امد و در سال 1330 با پرویز شاپور ازدواج کرد و حاصل ازدواج او پسری به نام کامیار میباشد .. وی در دوران کوتاه زندگی خود سفرهای زیادی به کشور های اروپایی از جمله : فرانسه ، آلمان ، ایتالیا و انگلیس داشته که بیشتر برای مطالعه و بررسی امور مربوط به سینما میباشد کار سینمایی فروغ پس از آشنایی به ابراهیم گلستان آغاز شد و با همکاری وی ادامه یافت.
ادامه مطلب
کودکی
نیما در سال ۱۲۷۴ هجری شمسی در روستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیمخان اعظامالسلطنه متعلق به خانوادهای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گلهداری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسبسواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.
ادامه مطلب
سهراب سپهری در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.
ادامه مطلب
مردم گفته هايت را فراموش خواهند كرد
مردم اعمالت را فراموش خواهند كرد
اما هرگز احساسي را كه به واسطه تو به آن دست يافته اند ، از ياد نخواهند برد
خسته ام ...
از تو نوشتن ...
كمي از خود مي نويسم
اين " منم " كه ؛
دوستت دارم ...!
تو را با ديگري ديدم كه بي من شادمان بودي
گمانم بود بي احساسي و تو بيش از آن بودي
رها كردي مرا رفتي ، شكستن بود تقديرم
تمام فكر من هستي ، به فكر ديگران بودي
روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده ، شكل ميگيره.
نميشه تا وقتي كه دردها و رنج ها را دور نريختي
توي زندگي به درستي پيش بري ...
سخنان الهي قمشه اي
شما رهبر ارکستر سمفونیک افكار و احساسات خويشيد. نبايد گامهاي خود را با صداي طبل و شيپور ديگران هماهنگ كنيد. گوش به نواي درون خود بسپاريد. نواهايي كه از درونتان بر ميخيزد را هدايت كنيد. الهی قمشه ای
ما موجودات خاكي نيستيم كه به بهشت مي رويم. ما موجودات بهشتي هستيم كه از خاك سر بر آورده ايم. الهی قمشه ای
ادامه مطلب
برو اي خوب من ، هم بغض دريا شو ،
خداحافظ !
برو با بي كسي هايت هم آوا شو ،
خداحافظ !
تو را با من نمي خواهم كه " ما " معنا كنم ديگر ...
برو با يك " من " ديگر " ما " شو ،
خداحافظ !
نمي دونم چرا هميشه آخرش مي فهميم از اولش اشتباه بوده ...
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید