درود بر تنهايي كه جدايي ندارد ...
اگه يه وقت دلمو شكستي فداي سرت !
فقط كفش بپوش كه شكسته هاش تو پات نره!
بر سنگ مزارم بنويسيد آشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش
او زاده ي غم بود كه از خاطر دوستان گشت فراموش
ماه هاست فراموش كرده ام خاطراتش را هم
ولي نمي دانم دستانم چرا هنوز
به نوشتن نامش ذوق مي كنند.
در حساب عشق يك به اضافه يكي برابر است با همه چيز
و دو منهاي يك برابر با هيچ
هرگز نفهميدم فراموش كردن درد داشت يا فراموش شدن
به هر حال دارم فراموش مي كنم فراموش شدنم را !!!
فراموش كردنت برايم مثل آب خوردن بود
از همان آب هايي كه مي پرد توي گلو
و سال ها سرفه مي كنيم.
شنيده بودم كه خاك سرد است
اين روزها اما انگار آنقدر هوا سرد است
كه زنده زنده فراموش مي كنيم يكديگر را !!!
از طرف پدر نسبش به محمد بن حسن شیبانی، فقیه معروف حنفی سده ۲ قمری میرسد. پدرش اهل دشت (شهری در نزدیکی اصفهان) بود که در سده ۸ قمری به خراسان کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب قضاوت یافت و ماندگار شد.
روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در خرگرد جام، که در آن زمان یکی از تبعات هرات بود در کنار پدرش سپری شد.
ادامه مطلب
(تولد: 1302 خورشیدی درروستای صومعه نیشابور)
(مرگ: 2 اسفند1366 در نیشابور) از شاعران معاصر ایرانی بود.
یغما به سبب شغل اصلی اش به شاعر خشتمال نیشابوری مشهور است.شغل او خشت مالی، در یکی از کوره پز خانه های نیشابور بود.یغما فاقد سواد دانشگاهی بود اما شعر می سرایید.
ادامه مطلب
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...