آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

 

 

 



تاريخ : جمعه 23 آبان 1393 | 09:08 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 

دختری دلش شکست

رفت و هر چه پنجره

رو به نور بود

بست

لحظه ای گذشت

ناگهان جرقه ای

کور سویی از امید

 

در دلش شکفت

 



تاريخ : جمعه 23 آبان 1393 | 09:04 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

امشب به سوگ دل خود ، گوشه اي نشسته ام

تنها و غريب به شب نشسته ام

مرگ آمده است پايان مرا جشن بگيريد

بپا خيزيد ، چشم بدوزيد خاك شدنم را

بياييد خاك كنيد جسم حقير را

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 11:27 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 

براي دادن گل به ديگران

منتظر مراسم تدفين آنها نباشين

 

 



تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 08:59 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 

زندگي مثل يه جاده است

من و تو مسافراشيم

قدر لحظه ها رو بدونيم

ممكنه فردا نباشيم.

 



تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 08:17 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

 

نيمكت با هم بودنمان تنهاست!

من دل نشستن ندارم

تو دليل نشستن باش 



تاريخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 08:14 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 20 آبان 1393 | 10:51 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 

چترم را؛ 
کنار ایستگاهی در مه، 
جا گذاشته ام
خیس و خسته آمده ام...
و حالا؛
شاعر که نه،
بارانم!‏



تاريخ : سه‌شنبه 20 آبان 1393 | 10:23 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

 

 

دلم که می‌گیرد، حجم دنیا کمتر و کمتر می‌شود؛

دلم که می‌گیرد، آفتاب مدام رو به زوال است؛

دلم که می‌گیرد، ابرها همه سیاه می‌شوند و بارانی؛

دلم که می‌گیرد، نسیم طوفانی می‌شود؛

 

اما همیشه دلم که می‌گیرد، خدا نزدیک‌ترین است.

 



تاريخ : سه‌شنبه 20 آبان 1393 | 09:25 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 20 آبان 1393 | 09:16 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟