
بعضي از آدما " خوب نمي بينن "
اما بدتر از اون اينه كه:
" خوبي رو نمي بينن "

از تو ميگذرم بي آنكه ديگر تو را ببينم
از تو ميگذرم بي آنكه خاطره اي را از تو بر دوش بكشم
نميخواهم ديگر طعمي را از عشق بچشم
از تو ميگذرم
تويي كه گذشتي از همه چيز
اين را هم فراموش ميكنم
جاي من در اينجا نيست !!!
آدمها فراموش نمي كنند...
فقط ... ديگر
ساكت مي شوند...
همين!
(1).jpg)


جدا كه شديم ، هر دو به يك احساس رسيديم
تو به فراغت
من به فراقت
يك حرف تفاوت كه چيز زيادي نيست!!!
قرارمان يك مانور كوچك بود
قرار بود تيرهاي نگاهت مشقي باشد
اما ببين ...
يك جاي سالم بر قلبم نمانده است!!!
.jpg)
عمري گذشت تا باورمان شد
آنچه را باد برد...
خودمان بوديم...
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید