نمي شود تو خداي من باشي و حضور ديگري خلوت خيالم را بر هم زند
نمي شود تو جانبخش من باشي و انبوه دردهاي در هم تنيده جانم را بكاهد
نمي شود تو عاشق من باشي و عشق در نگاه و كلام من جاري نباشد
ادامه مطلب
فانوس اشك هايتان را روشن كنيد
ماه غريبي شهيد نينواست.
فرشته ها از امشب صبوي غم مي نوشن
دوباره اهل جنت پيرهن سياه مي پوشن
اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد
تا دل ز غم تو گشت بي تاب حسين
اين چشم تهي نگشت از آب حسين
عمري است نيازمند اين درگاهم
يك لحظه گداي خويش درياب
آنان كه به گوش دل شنيدند تو را
رفتند و به پاي دل رسيدند تو را
آن كوردلان كه بر دلت تير زدند
ديدند تو را ، ولي نديدند تو را
دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون اي دل كه صبرم رفته از دست
بخون اي دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بي دست
خلائق خاك بر سر جملگي كنيد
محرم ماه خون آمد عزاداري كنيد
ز خاك نينوا فرياد مي خيزد چنين
حسينم يار مي خواهد ، وفا داري كنيد.
تا بال و پر عشق به جانم دادند
در وادي عاشقان مكانم دادند
گفتم كه كجاست كعبه اهل ولا
درگاه حسين را نشانم دادند
عطري كه از حوالي پرچم وزيده است ...
ما را به سمت آقا كشيده است
از صحن هر حسينيه تا صحن كربلا ...
صد كوچه وا كنيد محرم رسيده است.
منزلگه عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه نرو ساده ترين راه حسين است
از مردم گمراه جهان راه نجويد نزديكترين راه به الله حسين است.
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید