بیا با هم یک تصویر زیبای دیگر از عشق بکشیم
تصویری مثل آن نقاشی دیروز
تا به یادگار بماند و این یادگاری مثل یک خاطره بماند
تا ما نیز مثل خاطره ها باشیم
نه خاطره ای از گذشته
خاطره هایی شیرین از هر روز زندگی مان
که همیشه تا ابددرقلبمان به یادگاربماند!
روزهای با تو بودن گذشت و رفت
هر چه بینمان بود تمام شد و رفت
عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش
اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش!
این من هستم که وفادار خواهم ماند
این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!
این من هستم که آخرش میسوزم
این تو هستی که میروی
و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم!
غـــریبانه در ایـــن کوچه ها
به دنبال
بوی خوش عطر
نفس های تو
میگردم !
اگــر کمی دل داشتی ،
نفس های عمیق تر
می کشیدی !!!
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
کسی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
ادامه مطلب
دلم به کما رفته
برای مردنش دست به دعا شوید!
چقدر این سربالایی ها ادامـــــــه دارند ؟
من از زندگی که هیچ . . . پاهایم از من شکایت دارند!
این روزها دلم اصرار دارد
فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام؛
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،
خط خطی نشود!!!
دلکَم
ميدانَم؛توام مثل من
از بودن هاشان
از عادت دادن هاشان
از نبود هميشگي شان
از تکرار اين تابع خسته شده اي
به احترام تن زخم ديده ات؛
معادله را عوض مي کنَم
بگذار بيايند و بروند
غصه نخور
عادت را خط زده ام..!
اين که گفــتند " فرامــوش ات کنــم " را فراموش کرده ام!
خيــالت تخت... تــو تا ابد... مــاندگارترين " حضــور ِ " روزگار مني!
و من عــجيب؛
به آغــوش امن تو از آن ســوي فاصــله ها خــو گرفته ام!!!
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...