هَـــــوا داره سَــــرد ميشه
مَـــــن هَــــمش نگـــــران اينم کـــــه
سَــرمــــا بخورم
سُـــــرفه کنَـــم
ولي.....
کسي نباشه که بِـــــگه
واي عشِــــقَــــم.....
تو کـــــه باز مراقب خودتــــــ نبودي.... !!
خــــــــدايــــا يـه سـوال...
تــــورو بـه خـــودت قــسـم راستــشـو بـگـو...
چـِـرا بــاز پـُــره بُـــغـــض شــدم؟؟
نــکـــنـه بـاز تــــنهام گــذاشـتي………..؟
شبــيه غــريــبه ها حــرف نزن
"شما" که خــطــابم ميکني ويران ميــشوم....
خــوب هــم کــه بــاشي
از بــس بــدي ديــده اند ...
خوبــيــهايت را بــاور نمــي کنند!!!
نفــرين به شهري که در آن غــريــبه ها آشــناترند!!!
تو درد مرا نفــهميدي درد من تو نبودي...
درد مــن نبودن تو بــود نفهــميدي
خـدايا!
گـله نمـيکنم...
ولي کـاسه ام را ايـنقدر خـالي ديـده اي
که هـر چه خواستـه ام را
در کـاسه ام ميـگذاري!!!
چــقدر سخته با يه بــغض سنــگين
فــقط همــدم تنــهايــي هــاي ديــگران باشــي
چیـزی نمیـخـواهَم جـز . . .
یـکــ اتــاقِ تـاریک
يك موسيقي بے کَلام
یـکـ فنجـآن قهـوه بـه تَلخـی ِ زهـر !
وَ خـوابـے بـه آرامـے یـکــ مـَرگ هَمیشـگـے
گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَست خـدا مــانده ام
خَســتہ اش ڪَردم خــودَش هَــم نــمــیــدانـــــــد با مَن چــہ ڪــنَــد؟
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت...
گوهر از سنگ است ، ما درّ گرانش كرده ايم
او چنين بوده ست اوّل ، ما چنانش كرده ايم
لعل زيباي بدخشان پاره سنگي بيش نيست
ما ز غفلت زينت تاج شهانش كرده ايم
فاش تر گويم: عروس چرخ جز يك ذرّه نيست
ما بلند آوازه ، خورشيد جهانش كرده ايم
سقف زيباي فلك را در شب يلداي تار
ما ز نور ديدگان ، اختر نشانش كرده ايم
من نمي نالم ز جور آسمان ، زيرا كه ما
اين كلاه تنگ را ، خود ، آسمانش كرده ايم
هيچ موجودي نبودي تا نشان از ما نبود
هر چه را باشد نشاني ، ما نشانش كرده ايم
اي كه گفتي: هست يغما را ريا سر تا به پا
نيست سر تا پا ريا ، ما امتحانش كرده ايم
****************************
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...