چوپان قصه ی ما دروغگو نبود , او تنها بود!
هر روز از فرط تنهایی فریاد گرگ سر میداد و در این میان همه درپی گرگ بودند و نه درپی چوپان.
افسوس که کسی فریاد تنهایی اش را نشنید
و فقط گرگ بود که دانست چوپان تنهاست.
بیگمان آن شب که دنیا آمدم, آسمان هم مثل من افسرده بود
ماه در اوج یأس و تیرگی
گل نبود
برگ هم پژمرده بود
لیک میدانم که روز مرگ من, باز هم آسمان خواهد گریست
ساکت و خاموش و مدفون میشوم, هیچکس از خود نمیپرسد که کیست
مگر ای آسمان آبستن مرگی که چون من اینچنین فرزند غم زادی...؟
بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای
در خلوت تنهایی ام برای قلب خویش مینویسم
نوشته هایی از روزگارانی که همدمی نبود مرا!
تا سر بر شانه هایش گذارم و ناگفته های خویش را برایش بازگو کنم ...
و از آن سوی نفس های قریب تقدیر
که در آواز خزان خاموش است
و در آن همهمه پنجره گمنام شده است
یک نفر اسم مرا میخواند
و بجز خاموشی
چه کسی با تقدیر, انس و الفت دارد...
به هیچکس در این دنیا دل نبند
حتی سایه ات
به هنگام تاریکی تو را ترک می کند.
نام کتاب: عشق هرگز نمیمیرد(بلندیهای بادگیر)
نویسنده: امیلی برونته
ناشر: نگاه
مترجم: پرویز پژواک
بلندیهای بادگیر رمانی است نوشتهٔ امیلی برونته . این کتاب در فارسی با عنوان عشق هرگز نمیمیرد نیز ترجمه شدهاست.
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکلدار میان هیت کلیف و کترین ارنشاو است.و اینکه این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی میکشاند. هیت کلیف کولیزادهای است که موفق به ازدواج با کاترین نمیشود و پس از مرگ کاترین به انتقامگیری روی میآورد.
داستان رمان برای مسافری تعریف شدهاست و او آن را به اول شخص روایت میکند.
*******************
نام کتاب: گرسنگی
نویسنده: كنوت هامسون
ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
مترجم: غلامعلى سیار
كنوت هامسون داستاننویس نروژی كه دهههای اول زندگیاش به ماجراجویی، سیاحت و آمادگی گذشت تا زمینهای برای بیشتر داستانهایش باشد، نه تنها در كشورش، بلكه در تمام اروپا به شهرت و محبوبیت رسید. او هنگامی كه به هواداری از نازیها برخاست منفور شد و اواخر عمرش به سختی گذشت.
داستان «گرسنگی» او در سال 1920 جایزة نوبل ادبی را به خود اختصاص داد. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید و همچنین لیست روزنامه گاردین ( ۱۰۰۰ رمان که هر شخص باید بخواند) قرار دارد.
رمان درباره گرسنگی و وضع فلاکت بار جوان بی نامی در خیابانهای شهر اسلو و در قرن نوزدهم است. او پول اندکی از قبل فروش مقاله و داستان به روزنامه، گدایی و دزدی به دست می آورد. رمان به شکل اول شخص راوی روایت می شود. این رمان به شکلی حیرت آور و روان شناختی گرسنگی و فلاکت را به توصیف می کشد. به طور مثال در قسمتی از رمان شاهد ریزش موهای قهرمان داستان بر اثر گرسنگی و سوتغذیه شدید او هستیم.
*******************
نام کتاب: جزيره پنگوئن ها
نویسنده: آناتول فرانس
مترجم: محمد قاضي
جزیره پنگوئنها نام یک رمان طنز و یکی از بهترین آثار آناتول فرانس نویسنده فرانسوی است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۹۰۸ میلادی منتشر شد.
جزيره پنگوئن ها ، روايتي از روح تاريخ حيات بشريت است ، اين داستان اگرچه تاريخي از قوم خيالي پنگوئن را به تصوير كشيده است ولي در حقيقت امر تاريخ قوم خاصي نيست و ما سرنوشت بسياري از اقوام و تمدنهاي گذشته و جديد را در آن مي يابيم .
داستان از معبدي مقدس آغاز مي شود ، جايي كه بسياري از مردان بزرگ وقديسان نامدار را درخود پرورش داده است و اينكه يكي از همين مردان الهي( سن مائل كشيش ) مديريت آن را بر عهده دارد .
مجموعه اي از حوادث شگفت انگيزاين كشيش ساده دل ومقدس را به جزيره اي در قطب شمال رهنمون مي سازد كه در آن ميليونها پنگوئن قطبي به زندگي غريزي و طبيعي روزگارخودرا ميگذرانند . كشيش پير به گمان اينكه اين موجودات عجيب انسانهايي هستند كه به دورازتمدن زندگي مي كنند و او درحقيقت به مانند پيامبري از سوي خداوند براي ارشاد وغسل تعميد شان برآنان وارد شده به سخن راني و نصيحت آنان مي پردازد وسرانجام پس از دو جلسه طوفاني در بهشت!( كه ميان روحانيون و قديسان متوفي و ذات باريتعالي برگزار شده بود ) به خواست او موافقت ميگردد وپنگوئن ها به صورت آدم در مي آيند و پس ازغسل تعميد انسان مي شوند و...
*******************
نام کتاب: الياس پورتولو
نویسنده: گراتسيا دلدا
ناشر: بديهه
مترجم: بهمن فرزانه
وقايع داستان در يكي از جزاير ايتاليا رخ ميدهد و ماجراي اصلي آن مربوط به خانوادهاي روستايي است كه با رنج و تلاش روزگار ميگذرانند .در اين داستان، "الياس "كشيش جواني است كه ميان غرايز و عقايد او نوعي كشمكش دروني وجود دارد .او عاشق دختري است به نام "مادالنا "كه قرار است با برادر الياس ـ "پيترو "ـ ازدواج كند .بهرغم علاقه شديد "الياس "به "مادالنا"، "پيترو " زندگي مشترك خود را با همسرش آغاز ميكند، اما علايق "الياس "به "مادالنا " همچنان در پرده اختفا ميماند .او سرانجام تصميمي ميگيرد كه وقايع اصلي داستان براساس آن شكل گرفته است .
*******************
گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...