آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

 

گاهی دلت بهانه‌هایی می‌گیرد که خودت انگشت به دهان می‌مانی...

گاهی دلتنگی‌هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می‌کنی...

گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده‌ات!

گاهی دلت نمی‌خواهد دیروز را به یاد بیاوری، انگیزه‌ای برای فردا نداری؛

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:35 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

قالب هاي شعر فارسي از شعر كهن و كلاسيك تا شعر نو

 

شعر : از دیدگاه حقیر و با توجه به ساختار شعر امروز می توان شعر را اینگونه تعریف نمود که : کلامیست زایده از تخیل و احساس که در انسجام معنایی در جهت خلق تصویری از جهان پیرامون خود می کوشد. فارغ از اینکه دارای وزن یا آهنگ باشد.

البته همانگونه که می دانید شعر از نظر قدما ( کلامیست موزون و موقفا و آهنگین ) و تفاوتش با نثر نیز در همین نکته بوده است. اما امروزه با توجه به ساختار شعر امروز این تعریف دیگر برای شعر نمی تواند تعریفی جامع تلقی گردد.

بیت :به هر سطر از یک شعر (منظور شعر کلاسیک ) بیت می گویند.

نکته : کوچکترین واحد شعر یک بیت است.

مصراع (مصرع ):هر بیت از دوقسمت تشکیل شده است که هر قسمت یک مصراع نام دارد.

نکته : کمترین مقدار سخن آهنگین را مصراع می گویند.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:29 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

نام کتاب: جان شیفته
نویسنده: رومن رولان 
ناشر: ابوریحان
مترجم: محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین)

رومن رولان نویسنده فرانسوی بود. جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۵ م برای رمان جان شیفته به وی اعطا شد .


فضای داستان جان شیفته، فرانسه در ابتدای سده بیستم است و رمان وضعیت اجتماعی این دوران را برای خواننده به تصویر می‌کشد. از سوی دیگر، شخصیت اصلی داستان زنی به نام آنت ریوی‌یر است و رولان در طول داستان چگونگی بیداری زنان فرانسه را شرح می‌دهد.

*******************

 



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:23 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

نام کتاب: جين اير 
نویسندهشارلوت برونته  
ناشر:  ارسطو
مترجم: مهدي افشار

جين اير معروف‌ترين اثر شارلوت برونته خواهر اميلي برونته (نويسنده بلندي‌هاي بادگير) و آنا برونته است، كه در سال ۱۸۴۷ به چاپ رسيد. بر اساس اين كتاب فيلمي نيز ساخته شده است.

اين كتاب راجع به زندگي دختري است كه در كودكي مادر و پدر خود را از دست مي‌دهد و در محيط خشك و خشن پرورشگاه بزرگ مي‌شود؛ او سپس با سمت معلمي به خانه‌اي اشرافي مي‌رود، ارباب خانه(آقاي روچستر) به تدريج به او علاقه مند مي‌شود ولي جين مي فهمد كه او قبلا ازدواج كرده و همسر او كه حالا ديوانه است در طبقه بالا همان خانه زندگي مي‌كند، جين كه دل شكسته مي‌شود از آن خانه مي گريزد و كشيشي با خواهرانش او را بيهوش مي‌يابند و از او نگه داري مي‌كنند و جين كم كم به كشيش علاقه مي‌شود ولي شبي (در ذهن خود) صداي روچستر را مي شنود، سپس مي فهمد كه همسر ديوانه روچستر خانه را آتش زده و...


*******************

 



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:22 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 با سرعتی باور نکردنی خود را به خانه رساندم .حال غریبی داشتم .با خستگی مفرطی وارد شدم و با تعجب


دریافتم که کسی در خانه نیست .یادداشت مادر که همیشه بر روی در یخچال نصب می شد ، انتظار مرا می کشید شیدا جان! ما منزل دایی منصور هستیم .اگر خسته نیستی بیا، در غیر اینصورت با ما تماس بگیر»

شماره منزا دایی را گرفتم . صدای مهران از آنطرف خط به گوش می رسید:




ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:18 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

نواي عشق تو امشب به آسمان رفته

تو لطفي كني به اين حالم

كه من مجنون مجنونم

كه در وادي عشقت ، سراپا من مدهوشم

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:13 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 اينار خواستم عكس زيباي تو را به تصوير بكشم

روي دريا كشيدم ، موج آمد و آن را از بين برد

روي شن كشيدم ، با رفتن رهگذري خسته در راه محو شد

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:07 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

اگر روزي بگويند بزرگترين آرزويت را بگو

ميداني چه مي گفتم؟

ميگفتم آرزوي پرواز دارم

همچون دو فرشته

با پر و بال بسته

خسته تر از هميشه

سوي تو آيم برا هميشه



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:05 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

ديگر نگران تنهايي خويش مباش!

اينجا دلي هست كه روزها و شب ها

هر لحظه و هر ساعت

دست نياز خويش را رو به آسمان بلند كرده

و براي آرامشت ، دعايي مي كند

براي تو كه تنها ترين و مهربان تريني

 


 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 11:12 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 و اين بار ...

و اين بار نگاه سردت در جريان پرخروش جاده هاي انتظار است ،

جاده اي كه تا آن سوي راز و رمزها  بايد رفت 

بايد رفت و به اندازه اين تنهايي فرياد كشيد  كه چه بي رحمانه است .

و چه بي رحمانه است آن زمان كه نگاهت بر چشمه  هاي خروشان  دريا نظر بسته

و نگاه مضطربم در انتظار آمدنت غوغا مي كند؛كه بيايي اي ...



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 10:48 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران