آثار و اشعار شاعران بر اساس سبک شعری ، متن ادبی و دل نوشته هاي خودم و ...

 

 این روز ها میشود فهمید

تحمل گرسنگی و تشنگی

چقدر آسان تر از این است

که یک دنیا حرف داشته باشی و نتوانی

روزه ی سکوتت را بشکنی.



تاريخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 10:18 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد، دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکرد.

همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد، چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد.

همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ،احساسی بود که مرا درک میکرد.

حالا من مانده ام یک دنیای پوچ ، نه صداییست که مرا آرام کند و نه طبیبیست که مرا درمان کند.

 



تاريخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 10:13 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

گاهی صورت پدر و مادرت را تبدیل به دفتر نقاشی ات میکنی ...
با مداد چین و چروک ، صورتشان را خط می اندازی ...
چشم که باز میکنی ، میفهمی که هیچ پاک کنی نیست که آنها را پاک کند ...
این رسمش نبود که عشق بی حد آنها را اینگونه پاسخ دهی ...

 

حواست کجاست ؟؟؟
دستانشان را دیده ای ؟ همان دستانی که روزی تو را نوازش می کرد ،
حالا تبدیل به دفتر خط خطی های تو شده است ...
این رسمش نبود ...



تاريخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 10:09 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

وقتی نوجوان بودم ، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم .

جلوی ما یک خانواده پرجمیعت ایستاده بودند . شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند ، لباسهای کهنه ولی در

عین حال تمیز پوشیده بودند بچه ها همگی با ادب بودند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 14 مرداد 1393 | 16:19 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

 وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست.

وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره.

وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته.

وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری.

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 14 مرداد 1393 | 16:16 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

 

ای خدای تنهایی

آن زمان که همگان به انسان پشت می کنند

تنها حضور تو ....  تنهایی را طراوت می بخشد

خودت را از ما دریغ نکن......

خدایا !

دل ما را از آن خودت و چشم ما را  نگران خودت کن...



تاريخ : سه‌شنبه 14 مرداد 1393 | 16:11 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(1)

 

چقــدر باید بگذرد؟؟


تا مـن

در مـرور خـاطراتم

وقتی از کنار تــو رد می شوم.


تنـــم نلــرزد


بغضــم نگیــرد



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 13:43 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

در زمان ما خنده ازران نیست

تا بخواهی نیش خند و پوزخند و زهرخند

اما یک خنده از ته دل ،

کاش میجستی و به دیوار اتاقت میخ میکردی.

 



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 13:21 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

    

       من که از درون دیوارهای مشبک شب را دیده ام

و من که روح را چون بلور بر سنگینترین سنگ های ستم کوبیده ام

من که به فرسایش واژه ها خو کرده ام

و من بازآفریننده اندوه ستایشگر فروتن یک تقدیر نخواهم بود

و هرگز تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد

زیرا نه من ماندنی هستم نه تو

آنچه ماندنیست ورای من و توست...



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 13:19 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)

 

میگن با هر کی دوست بشی،

 

شکل و فرم اونو می‌گیری.

 

فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشی چه زیبا شکل میگیری!



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 12:38 | نويسنده : sheroadab-zt | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران