.jpg)
چیزی دارد تمام می شود
چیزی دارد آغاز می شود
ترک عادت های کهنه
و خو گرفتن به عادت های نو
این احساس چنان آشناست،
که گویی هزاران بار زندگی اش کرده ام
می دانم و نمی دانم!
آري ؛ تقصير از من است
آن زمان كه گفتي قول بده هميشه كنارم بماني
يادم رفت بپرسم كنار خودت يا خاطره هايت ... !!!


بزرگترين طراح زندگي شما ، خودتان هستيد
خواه به اين موضوع ، توجه كرده و خواه نكرده باشيد.
تجارب خود را مانند پارچه بزرگي در نظر آوريد كه مي توانيد آن را مطابق هر الگويي كه دوست داريد ،
ببريد و بدوزيد و هر روز كه مي گذرد ، نخي به تار و پود اين پارچه افزوده مي شود...
آيا اين پارچه را به صورت پرده اي در مي آوريد تا در پشت آن پنهان شويد
يا اينكه از آن قاليچه اي جادويي مي سازيد تا با آن به اوج ملكوت پرواز كنيد؟
آيا اين پارچه را چنان طرح مي كنيد كه خاطرات مثبت و نيروبخشتان در مركز اين شاهكار ، واقع شود؟

مي شود دوستم باشي؟
طلوع كه سر گرفت بگويي : روزت زيبا
غصه ام گرفت بگويي : هستم
دلگير بودم بگويي : مي شنوم
دلم مي خواهد باشي ، جاي همه نداشته هايم !
فاضل نظري
لب تو ميوه ممنوع ، ولي لب هايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل كند نشد
كاظم بهمني
لحظه ي تشييع من از دور بويت مي رسيد
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!
ادامه مطلب
محمد علي بهمني
من در تو گم گشتم مرا در خود صدا مي زن
تا پاسخم را بشنوي پژواك سان اي دوست
فيض كاشاني
منوش ساغر دنيا كه درد ناب نماست
درونش خون دلست از برون شراب نماست
ادامه مطلب
فاضل نظري
نيستي كم ! نه از آيينه نه حتي از ماه
كه ز ديدار تو ديوانه ترم تا از ماه
كاظم بهمني
نه نفهميد كسي منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن كنگره ها مي فهمند
ادامه مطلب
همام تبريزي
وجود خاكي ما را به كوي دوست چه كار
كه نيست لايق باغ بهشت خار و خسي
حامد عسگري
واي بر تلخي فرجام رعيت پسري
كه بخواهد دلي از دختر يك خان ببرد
ادامه مطلب

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...